خدايا
خدايا! سرده اين پايين !
از اون بالا تماشا کن!
اگه ميشه فقط گاهي،
بيا دست منو (ها) کن،
خدايا! سرده اين پايين،
ببين دستامو،مي لرزه!
ديگه حتي همه دنيا،
به اين دوري نمي ارزه،
خدا گاهي که دلتنگم،
از اون بالا تو مي بيني،
بگو گاهي که غمگينم،
تو هم دلتنگ و غمگيني؟
خدايا! کس نمي بينه،
که دنيا زير چشماته،
يه عمره يادمون رفته،
زمين دار مکافاته،
خدايا! وقت برگشتن،
يه کم با ما مدارا کن،
شنيدم گرمه آغوشت،
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی